امـــــدادگـــر بــدون مـــــرز( سفیر صـــــلح و دوســـــــتی ) Relief Worker without borders

((وَمَـــنْ أَحْـــیَاهَا فَـــکَـأَنَّــمَآ أَحْــیَا النَّـــاسَ جَـــمِیــعًا: و هـــر کـس نفســــی را زنـــــده کـنـــد گویــا همه مردم را زنــده کرده(نــجات داده) اســـت) قرآن مبین سوره مائده آیه 32)

شرلوک هولمز
ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ آذر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: واتسون
شرلوک هولمز کارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرا نوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند. نیمه های شب هولمز بیدار شد و آسمان را نگریست.
بعد واتسون را بیدار کرد و گفت: نگاهی به آن بالا بینداز و به من بگو چه می بینی؟
واتسون گفت: میلیونها ستاره می بینم.

هولمز گفت: چه نتیجه میگیری؟

واتسون گفت: از لحاظ روحانی نتیجه می گیرم
که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم.

از لحاظ ستاره شناسی نتیجه می گیریم که زهره در برج مشتری است،
پس باید اوایل تابستان باشد.

از لحاظ فیزیکی، نتیجه میگیریم که مریخ در محاذات قطب است،
پس ساعت باید حدود سه نیمه شب باشد.
شرلوک هولمز قدری فکر کرد و گفت: واتسون تو احمقی بیش نیستی.
 
نتیجه اول و مهمی که باید بگیری اینست که چادر ما را دزدیده اند!